تولد امیر علی

سلام ناز نازی مامان چطوری قند عسلی. ببخشید که چند روزی برت ننوشتم آخه انقدر خستگی از شمال برگشتن و اون ترافیک وحشتناک تو تنم بود که اصلاً حال نوشتن برام نمونده بود.
عزیز دلم الان که دارم برات می نویسم توی اتاق خودت مثل یه مرد بزرگ تنهایی خوابیدی(البته بعد از کلی غرغر و گریه)

. آخه نی نی من دیگه بزرگ شده و حسابی واسه خودش مستقل شده.
ملوسکم دیروز تولد امیرعلی بود
و من و شما هم رفته بودیم خانه مامان بزرگ. شما ماشاا... حسابی آتیش سوزوندی و کیک امیر علی رو لگد کردی و آخر سرم سرش داد زدی که الان مبارک منه، مبارک تو نیست که کیک رو فوت کنی.
پسر پسری همه عاشق همین شیطنت های بامزه ات هستند دیگه.
عروسکم دوست دارم و همیشه برای سلامتیت و عاقبت به خیریت دعا می کنم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



تولد امیر علی 

